۳۰ سالگی
یادمه ۲ سال پیش میگفتم من چرا ۳ ساله هی مریض نمیشم؟و از اون روز مدام همراه پسرم سرما میخورم ۰بگذریم ؛باورم نمیشه وقتی این وبلاگ رو ساختم یه دختر ۱۹ ساله ی عاشق بودم و آخر مهرماه وارد ۳۰ سالگی شدم ، توش اولین خاطرات خودمو جواد رو نوشتم تا وقتی پسر جون ب دنیا اومد و کمرنگ تر شدم اینجا . ۳۰ سالگی برای من با ترس از مرگ شروع شد ، بخودم میگفتم الکی الکی ۳۰ سال از زندگیم گذشت ؟؟؟چقدر زود !!!ب هرحال ، از اون روز عقلم سر جاش اومده و سعی کردم به این ترسه غلبه کنم .شماها چخبر ...
ادامه مطلب