131

خرید بک لینک

امکانات وب

█║▌│█│║▌║││█║▌│║▌║█║▌│█│║▌║││█║▌│║▌║© ORIGINAL PROFILE ©✿ܓ✿ܓ✿ܓ✿ܓ✿ܓ✿وَ إِن يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَبِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُــوا الـــذِّكْرَوَيَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّاذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ ㋡(..')/♥ ♥('..).♥/. = .█/._| |_ ♥ _| |_◄▼►◄▼►▲◄▼►▲◄▼سبحان الله يا فارِجَ الهَمّ و يا کاشفَ الغَم فرِّجْ هَمّي و يَسِّرْ امري و ارحَمْ ضعفي و قِلةَ حيلتي و ارزُقني من حيث لا اَحتَسِبُ ياربّ العامين ღ▄▄▄▄▄▄▄ღ▄▄ღ▄▄ღ✖تاریخ آشنایی : 8 خرداد/91✖تاریخ خواستگاری : 19 مرداد/91✖تاریخ آزمایش : 5 شهریور/91✖جواب آزمایش : 7 شهریور/91✖خرید حلقه : 12 شهریور/91✖بله برون : 12 شهریور/91✖تاریخ عقد : 13 شهریور/91✖تاریخ عروسی : 12 اردیبهشت/92ღ▄▄▄▄▄▄▄ღ▄▄ღ▄▄ღ┊u3000u3000┊u3000u3000┊u3000u3000┊┊u3000u3000┊u3000u3000┊u3000u3000★┊u3000u3000┊u3000u3000☆┊u3000u3000★☆ 131...ادامه مطلب

ما را در سایت 131 دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 18 تاريخ: يکشنبه 12 آذر 1402 ساعت: 20:01

یادمه ۲ سال پیش میگفتم من چرا ۳ ساله هی مریض نمیشم؟و از اون روز مدام همراه پسرم سرما میخورم ۰بگذریم ؛باورم نمیشه وقتی این وبلاگ رو ساختم یه دختر ۱۹ ساله ی عاشق بودم و آخر مهرماه وارد ۳۰ سالگی شدم ، توش اولین خاطرات خودمو جواد رو نوشتم تا وقتی پسر جون ب دنیا اومد و کمرنگ تر شدم اینجا .۳۰ سالگی برای من با ترس از مرگ شروع شد ، بخودم میگفتم الکی الکی ۳۰ سال از زندگیم گذشت ؟؟؟چقدر زود !!!ب هرحال ، از اون روز عقلم سر جاش اومده و سعی کردم به این ترسه غلبه کنم .شماها چخبر 131...ادامه مطلب

ما را در سایت 131 دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 18 تاريخ: يکشنبه 12 آذر 1402 ساعت: 20:01

یادمه ۲ سال پیش میگفتم من چرا ۳ ساله هی مریض نمیشم؟و از اون روز مدام همراه پسرم سرما میخورم ۰بگذریم ؛باورم نمیشه وقتی این وبلاگ رو ساختم یه دختر ۱۹ ساله ی عاشق بودم و آخر مهرماه وارد ۳۰ سالگی شدم ، توش اولین خاطرات خودمو جواد رو نوشتم تا وقتی پسر جون ب دنیا اومد و کمرنگ تر شدم اینجا . ۳۰ سالگی برای من با ترس از مرگ شروع شد ، بخودم میگفتم الکی الکی ۳۰ سال از زندگیم گذشت ؟؟؟چقدر زود !!!ب هرحال ، از اون روز عقلم سر جاش اومده و سعی کردم به این ترسه غلبه کنم .شماها چخبر 131...ادامه مطلب

ما را در سایت 131 دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 38 تاريخ: جمعه 12 آبان 1402 ساعت: 20:13

█║▌│█│║▌║││█║▌│║▌║█║▌│█│║▌║││█║▌│║▌║© ORIGINAL PROFILE ©✿ܓ✿ܓ✿ܓ✿ܓ✿ܓ✿وَ إِن يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَبِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُــوا الـــذِّكْرَوَيَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّاذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ ㋡(..')/♥ ♥('..).♥/. = .█/._| |_ ♥ _| |_◄▼►◄▼►▲◄▼►▲◄▼سبحان الله يا فارِجَ الهَمّ و يا کاشفَ الغَم فرِّجْ هَمّي و يَسِّرْ امري و ارحَمْ ضعفي و قِلةَ حيلتي و ارزُقني من حيث لا اَحتَسِبُ ياربّ العامين ღ▄▄▄▄▄▄▄ღ▄▄ღ▄▄ღ✖تاریخ آشنایی : 8 خرداد/91✖تاریخ خواستگاری : 19 مرداد/91✖تاریخ آزمایش : 5 شهریور/91✖جواب آزمایش : 7 شهریور/91✖خرید حلقه : 12 شهریور/91✖بله برون : 12 شهریور/91✖تاریخ عقد : 13 شهریور/91✖تاریخ عروسی : 12 اردیبهشت/92ღ▄▄▄▄▄▄▄ღ▄▄ღ▄▄ღ┊u3000u3000┊u3000u3000┊u3000u3000┊┊u3000u3000┊u3000u3000┊u3000u3000★┊u3000u3000┊u3000u3000☆┊u3000u3000★☆ 131...ادامه مطلب

ما را در سایت 131 دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 24 تاريخ: سه شنبه 2 آبان 1402 ساعت: 13:47

یک پست به فاصله ی یکسال ؛دیدین کرونا چه بلایی به سرمون آورد :/اوایلش مادرم مبتلا شد ولی خفیف ، تقصیر خودش بود میرفت باشگاه فکر میکرد رعایت کنه نمیگیره ! الانم همسر 2 هفته است پیش ما نیست و طبقه پایین مجتمع قرنطینه است ، اون طبقه کلا شده واسه افراد مبتلا که کنار زن و بچشون نباشن . . . منم میرم غذا و آبمیوه و . . . میدم دستش و برمیگردم . با اینکه علائم دارم منم ، ولی من موندم پهلو پسرم . راستش قلبم بشدت طپش داره و سنگین میشه ، عمر دست خداست ولی قلبم به طور جدی خودنمایی میکنه . همسر هیچ علامتی نداره فقط اوایل یکم گلوش گرفته بود که اونم اصلا قابل شک نبودش چون از حموم بیرون اومدنی مجبور شد بره پارکینگ برا همین یخورده سینوزیتش عود کرد و ما فکر میکردیم به اون خاطره . . . ولی وقتی که از کل پرسنلشون تست گرفته بودن (همون اصل کاریه که با پنبه گوش از مخاط بینی نمونه برمیدارن) فهمیدیم مثبت هست . خداروشکر بدن قوی داره و از همه مهم تر خیلی خفیف بود چونکه همیشه و همه جا با ماسک بوده و رعایت میکرده برا همین بقول دکتر با ماسک و دستکش گرفته ک انقدر راحته وگرنه رعایت نمیکرد . . . ! دوستان کسی خبر از لیلا داره ؟ دلم براش تنگ شده یهو گذاشت رفت از اینستا :(محبوبه ، فاطمه ، ریحانه و خیلی از دوستان دیگه که دل تنگشون هستم ان شاالله خداوند نگه دارشون باشه . من که رسماً افسردگی گرفتم تو خونه با این شرایط مخصوصا ی بچه کوچیک ، دلمم میسوزه براش همش میگن نکن ، بذار زمین . . . درسته که 5 سالشه و نسبت به قدیم عاقل تر شده اما به همون نسبت لجباز تر و گستاخ تر شده خخخبچه ها اگه اینجارو میخونید برام کامنت بذارید . پسری به تقلید از ململ شعر میخونه میگه زودتر برو کر 131...ادامه مطلب

ما را در سایت 131 دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 72 تاريخ: سه شنبه 7 تير 1401 ساعت: 21:16

صفحه بندی