135

خرید بک لینک

امکانات وب

سلام بر اندک خواننده های عزیز تر از جان :)

بنده از اونجایی که همیشه وسط امتحانا میزنه سرم کارایه عجیب غریب انجام بدم ، امروزم اومدم آپ کنم تا تو دهنی بزنم به امتحان فردایی که هنوز نخوندم و میخوام صبح بیدار شم بخونم براش (اگه عمری باشه)

خب چ خبرا چیکار میکنین ؟

تا پارسال نویسنده جان ، یاسمن جان و محبوب جان بهم سر میزدن اما دیگه اونا هم کم کار شدن ، نویسنده جان و یاسمن آقا مصطفی که نیستن اصلا و من غمگینم ، تقریبا دو روز یبار سر میزنم وبلاگاشون ولی خبری نیست ؛

خلاصه امیدوارم با پست من طلسم شکسته شه و همه آپ کنن .

آقا خبر دارم :)

بنده از سال 95 تا 98 افتضاح افزایش وزن داشتم اونم 23 کیلویی .

با قد 170 (که تازگیا فهمیدم در اثر زایمان و نشست قد شدم 168 خخخ) یهویی از وزن 64 کیلو شدم 86 کیلو :((

چشمتون روز بد نبینه کور و کر و لال شده بودم و فقط هر روز فست فود میخوردم طوریکه برا همسر اینا غذا میپختم جدا برا خودمم الویه و ساندویچ و ماکارونی چرب و چیلی و . . . جدا .

خلاصه به لطف اراده ای که خدا در وجودم گذاشت و انگیزه ای که یاسمن جانه آقا مصطفی به من دادن بنده از 22 فروردین یه رژیم سالم خوری در پیش گرفتم که الان اعلام میکنم از 86 کیلو شدم 72 کیلو .

و و و (تاکید) بگم که منم به تقلید از یاسی میخوام جشن 70 کیلویی بگیرم به امید خدا .

آقا ما با وزنه دیجیتال مارک توپ همسایه 71 کیلوییم (لخت و عریان خخخ) با وزنه مکانیکی (از این عقربه دارا) 72 با باسکول 71 و نیم !

کدوم درسته بنظرتون

عاقا ما بریم بخوابیم امروز روز سخت دعوایی با همسر داشتیم خخخ بسی خسته شدم از دعوا و فک زدن برا همین درس نخوندم تازه بعد کلی دعوا و توهینات شیک به هم خیلی مظلوم برگشتم گفتم بستنی دلم میخواد ، سکوت کرد دیدم برگشته از این بستنی یک کیلویی کاکائویی ها گرفته منم بجای شام و عصرانه که نخورده بودم و داشتم میمردم نصفشو خوردم (زندم الان)

برم بخوابم تا وسوسه نشدم اون نصفشم بخورم !

شب بخیر دوستان

131...

ما را در سایت 131 دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 111 تاريخ: چهارشنبه 30 بهمن 1398 ساعت: 2:51

صفحه بندی